Du måste aktivera javascript för att sverigesradio.se ska fungera korrekt och för att kunna lyssna på ljud. Har du problem med vår sajt så finns hjälp på http://kundo.se/org/sverigesradio/
بخش فارسی رادیو سوئد | بخش دری رادیو سویدن

نگاهی به اپرای کنسول به کارگردانی فرناز اربابی

پخش شده fredag 27 februari 2009 kl 14.50
1 av 2
فرناز اربابی
2 av 2

* نگاهی به اپرای کنسول به کارگردانی فرناز اربابی(طاهر جام برسنگ) 

فرناز اربابی، کارگردان توانای تئاتر سوئد پس از کارگردانی موفق نمایش‌هائی چون اشغال از یونس حسن خمیری، Invation av Jonas Hassan Khamiri، مرغ دریائی Måsen از آنتون چخوف و مهاجران یا برون‌کوچان Utvandrarna از ویلهلم موبری Wilhem Moberg ذوق خود را در کارگردانی اپرا آزمود. اپرای «کنسول» کاری از آهنگ‌ساز ایتالیائی گیان کارلو منوتی Gian Carlo Menotti. رهبری ارکستر اپرا به عهدۀ یوناس دومنیک Jonas Dominique، و یواکیم اوناندر Joakim Unander است و سوزانا لونن Sussana Levonen، ماریا پینه Maria Pyne، کارین لولیوس Karin Lovelisu، یوهان رید Johan Rydh، مارگرتا وسترلیند Margartha Westerlind، اولریکا سکاربی Ulrika Skarby، هنریک هولمبری Henrik Holmberg، لارش مارتینسون Lars Martinsson، میلنا استرسویچ Milena Stricevic، میریام رین Miriam Ryen و ساندرا بوندی Sandra Bundy در این اپرا ایفای نقش می‌کنند. ارکستر فولک اپرا اجرای این نمایش را همراهی می‌کند.

این اپرا، در سالن اپرای مردمی استکهلم Folkopera روز چهارشنبۀ گذشته ۲۵ فوریه نمایش خود را آغاز کرد. در نخستین اجرای این نمایش که طعنه‌ای است به سیاست سختگیرانۀ پناهندگی سوئد، جمعی از دولتمردان سوئد حضور داشتند. از این گذشته دست اندرکاران از توبیاس بیلستروم Tobias Billström وزیر امور مهاجرت سوئد را نیز برای دیدن از نخستین اجرای نمایش کنسول دعوت کرده بودند. البته آقای وزیر به دیدن این نمایش نیامده بود اما صندلی خالی‌ای که برای او رزرو شده بود با اسم او از چشم تماشاچیان بدور نماند. اجرای فرناز اربابی از اپرای مونیتی، اجرائی است پر عصب و پرانرژی. ارکستر در میانۀ صحنه حضوری دائمی دارد. میانۀ صحنه با دکوراسیونی ساده فضای بورکراتیک ادارۀ مهاجرت را بخوبی تداعی می‌کند. در گوشه‌ای از این فضاست که تصویر اولوف پالمه، تصویری از کودکی فرناز اربابی و سیاست دست و دلبازانه‌تر پناهندگی زمان پالمه، خودنمائی می‌کند.

داستان اپرای کنسول:

داستان فرار از تعقیب و فشار سیاسی، داستانی است آشنا برای همۀ ما که زمانی کشور خود را در جستجوی رهائی وانهادیم. گریز نافرجام و پناه آوردن به کشوری آزاد داستان اپرای کنسول است. یان سورل John Sorel و همسرش در کشور خود درگیر مبارزه با دیکتاتوری‌اند. شبی که یان یک قرار سیاسی را ترک می‌کند تحت تعقیب قرار می‌گیرد و از ناحیۀ پا زخمی می‌شود. پیش از این که خانه‌اش مورد هجوم ماموران امنیتی قرار گیرد، خود را به خانه می‌رساند و از همسرش مگدا می‌خواهد به کنسولگری سوئد مراجعه کند و برای خود ویزا بگیرد. خود وی تصمیم گرفته تا میهنش را وا گذارد و از مرز بگذرد. از همین جاست که داستان آغاز می‌شود. کنسولگری سوئد که با صحنه‌آرائی ساده‌ای پرداخته شده، می‌تواند ادارۀ مهاجرت سوئد باشد یا یک ایستگاه مرزی.

در کنسولگری داستان آشنا و ملال‌آور دیوان‌سالاری‌های رایج است و ماشین نوبت‌گیری و فراریانی که در آرزوی گرفتن ویزا و ورود به جامعه‌ای امن صف کشیده‌اند. مگدا در کنسولگری به جای ویزا تنها فرم درخواست است که در شکل و شمایل‌های مختلف دریافت می‌کند. کودک خردسال وی نزد مادربزرگ در خانه است و در مهد آرام گرفته. کودک در گهواره‌اش با بیماری آپاتی دست و پنجه نرم می‌کند و به کل با جهان قطع ارتباط کرده است. یان، مرد خانواده در جستجوی رهائی در کوه‌ها ویلان می‌شود و موفق به گریز از مرز نمی‌شود. در هنگامه این تعقیب و گریز از سویی و کاغذبازی‌های منجیان از سوی دیگر کودک در مهد خود می‌میرد.

اپرای کنسول در فاصلۀ سال‌های ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۰ بر اساس خبر کوتاهی در روزنامه‌های آن سال نوشته شده است. خبری به این کوتاهی که زنی در سفارت آمریکا در ورشو خود را می‌کشد چون با درخواست روادیدش به آمریکا مخالفت شده است. گیان کارلو منوتی هنرمند ایتالیائی نویسندۀ آن است. اپرائی که نویسنده‌اش با صاحب جایزۀ پلیتزر کرد.

این که داستانی که بیش از نیم قرن پیش در اروپا اتفاق افتاده است هنوز در این قاره موضوعیت دارد به نظر عجیب می‌آید. دیالگ یک صحنۀ ساده از اپرای کنسول به این قرار است:

-         نام؟

-         زن

-         سن؟

-         هنوز جوان

-         رنگ مو؟

-         خاکستری

-         رنگ چشم؟

-         به رنگ اشک!

پردۀ دوم اپرای «کنسول» با مراجعۀ دوبارۀ مگدا به کنسولگری آغاز می‌شود. مایوس از دریافت کمک، مگدا، وجود دفتر دستکی که در آن اهمیت آفتابه و لگن بیشتر از شام و ناهار است را زیر سئوال می‌برد. رل منشی کنسول قدری به نمایش مزه می‌دهد. بازیگر این نقش مارگرتا وسترلیند است. نقش اغراق‌آمیز وی که طبیعت اپراست، برایم یادآور نقش پرستار در نمایش «عباس آقا کارگر ایران‌ناسیونال» از سعید سلطان‌پور بود که به جای پرستاری از بیماران، به تصنیف خواندن و لاک کردن ناخن‌هایش بیشتر علاقه داشت. در پردۀ دوم مگدا منشی کنسول را متقاعد می‌کند که بتواند با کنسول دیدار کند و قول می‌گیرد که به محض تمام شدن ملاقات مهم کنسول، او را ببیند. قرار کنسول تمام می‌شود و فرد مهمی که با او ملاقات کرده از دفتر کار کنسول خارج می‌شود. این فرد مهم کسی نیست جز گزمه‌ای که در شکار همسر مگداست. یان مایوس از فرار با شنیدن خبر مرگ فرزندش به رغم مخاطرات به فکر بازگشت به خانه است. به کنسولگری می‌آید و آنجاست که گزمه‌ها چشم‌انتظار اویند. منشی کنسولگری به بازداشت او اعتراض می‌کند؛ اعتراضی که ثمری ندارد. منشی به یان قول می‌دهد که همسرش مگدا را در جریان دستگیری‌اش قرار دهد. تلفن منشی بی‌پاسخ می‌ماند. مگدا تصمیم گرفته است به هر قیمتی مانع بازگشت همسرش به خانه شود. نمایش با صحنۀ تراژیکی تمام می‌شود. مگدا در متن زنگ یک‌نواخت تلفن، خود را حلق‌آویز می‌کند.

taher.jambarsang@sr.se

پایه و اساس کار ما در رادیوی سویدن خبرنگاری معتبر و بی طرفانه است. رادیوی سویدن یک رسانه غیر وابسته از نظر سیاسی، مذهبی و اقتصادی است که درجهت منافع هیچ نهاد عامه ویا فرد مستقل فعالیت نمی‌کند.
Har du frågor eller förslag gällande våra webbtjänster?

Kontakta gärna Sveriges Radios supportforum där vi besvarar dina frågor vardagar kl. 9-17.

Du hittar dina sparade avsnitt i menyn under "Min lista".