وضعیت زندگی پناهندگان زیر سن در خانه های مراقبت از آن ها

Foto: H.Morowat 1
1 av 3
Foto: H.Morowat 1
Foto: H.Morowat 2
2 av 3
Foto: H.Morowat 2
Foto: H.Morowat 3
3 av 3
Foto: H.Morowat 3

تحقیقاتی که در میان  ۱۱۵کمپ (مرکز نگهداری پناهندگان زیر سن) انجام شده است، نشان داده که اکثر این مراکز در برابر رسیدگی به کودکان و به خصوص در مورد امور درمانی کودکان برخورد غیر مسئولانه دارند. در جریان دو سال اخیر بیشتر از ۵۰۰۰  پناهنده ی زیر سن به سویدن آمده است.
 آن ها در محلات زیر نام HVB (Hem för Vård och Boende) زندگی می کنند که اکثر این مراکز دارای کمبودات جدی هستند و باشندگان از شرایط زندگی شان شکایت دارند.
شورای رهبری اداره ی خدمات امور اجتماعی (socialstyrelsen) و بخش خبری راپورت ۱۱۵ کمپ را مورد بازرسی فرار داده است که از میان آن ها ۴۵ کمپ دارای کمبودات قابل ملاحضه بودند و حتا دفتر گزارشات روزانه (ژورنال) نداشتند. پر اندرش سونیسون ناظرامور در شورای رهبری خدمات امور اجتماعی است:
ـ  این اصلا قابل پذیرش نیست...

پخش شده tisdag 10 april 2012 kl 16:38

. داشتن ژورنال خیلی مهم است تا تمام فعالیت های جوانان و خدمات کارکنان در ان درج باشد. از روی همین دفتر جوانان می توانند به گذشته ی خود نظری بیاندازند، رشد خود را ببینند و از روی همین دفتر کارمندان جدید کمپ می تواند به ادامه ی کار های قبلی کار بکنند و بلاخره از روی همین دفتر ناظرا می توانند کنترول کنند. پوران جامپور در چند کمپ پناهندگان زیر سن تجربه ی کاری دارد. او از تجربه ی خود در مورد دفتر گزارشات می گوید:
ـ یک بار اتفاق افتاده بود که چند نوجوان مقدار زیادی از تابلیت های مسکن را در جریان یک مدت طولانی می خوردند، بدون اینکه در جایی یادداشت شود. تا این که یکی از اطرافیان تصادفا متوجه شد. این خجالت آور است. این بازی کردن است با زندگی آدم ها و با سلامتی آن ها. اما مستند مراکزی که کار شان جدی تر است و باشندگان آن از زندگی خود و برخورد کارمندان راضی هستند. رفتم به کمپ الما تا دیداری دشته باشم بات آن ها. عطر غذا فضا را فرا گرفته است. یکی از کار مندان این کمپ مشغول پختن غذا است.
 ازمی خواهم که خود را معرفی کند و بگوید که چه می کند:
ـ  نام من عسکر است. مه برنج می پزم. چون بچه ها برنج را خوش دارند. عسکر می گوید در ای جا  پنج نفر زندگی می کنند که از کمیون های مختلف استکهلم بزرگ به ما معرفی شده اند عسکر می گوید که این کمپ چهار نفر کارمند دایمی دارد و دو کارمند کمکی هم داریم. . از او راجع به ژورنال یا دفتر گزارشات روزانه می پرسم:
ـ واضح است که ما ژورنال داریم. ان هم با اساس قوانین BBC (نیاز کودکان مقدم است). مسلماً رشد بچه ها را به اساس یک برنامه ی قبلی دنبال می کنیم. در این برنامه ریزی مهم است که درس، کار، ورزش، تفریح  و خواب بچه ها  در نظر گرفته شود. می روم با بچه ها در مورد زندگی شان در کمپ صحبتی بکنم. رضا حسنی هفده سال دارد و دو سال است که به سویدن آمده است. نظر او را در مورد زندگی در این کمپ پرسیدم:
ـ نظر شخصی مه ایست که...
 امید شانزده ساله است و یک سال در سویدن زندگی کرده است. از او راجع به مشکلاتش در کمپ می پرسم:
ـ زندگی همیشه مشکلات خوده داره...
از رضا می پرسم که آیا نیاز های آن ها در این جا برآورده شده است یاخیر؟
ـ تا حدیبرآورده شده....
امید در این مورد ادامه می دهد:
ـ  از لحاظ رسیدگی...
نظر کارمند مسئول را در این مورد پرسیدم:
ـ یک دلیل این است که برای آنانی کهدر دحدوده ی سنی هستند، پیدا کردن خیلی مشکل است. بسیاری تیم ها زمانی که بجه ۱۵ ساله می شوند، از بین می رود. اگر ما والیبال را مثال بگیریم، در تمام استکهلم یک تیم برای این محدوده ی سنی وجود دارد که آن هم خیلی مشهور نیست. اما در مورد بازی های دیگری مثل بکمنتون ساده تر است.
در پایان از عسکر می پرسم آیا او بچه ها را دوست دارد؟
ـ میگوید این سوال را از اونا مطرح کن. من اونا را دوست داردم.

ارسال برای دیگران