Du måste aktivera javascript för att sverigesradio.se ska fungera korrekt och för att kunna lyssna på ljud. Har du problem med vår sajt så finns hjälp på http://kundo.se/org/sverigesradio/

دوشنبه ۱۴ اوت، ۲۳ امرداد ماه ۱۳۸۵

پخش شده måndag 14 augusti 2006 kl 15.38
1 av 2
صفحه ای از «پرسپولیس»
2 av 2
مرجان ساتراپی

تهیه کننده: طاهر جام‌برسنگ

گزارش ها: پوپک عامری، سارا شقایق

* آتش‌بس در خاورمیانه

در پی صدور قطعنامه‌ی سازمان ملل متحد به منظور آتش بس بین نیروهای حزب‌الله و ارتش اسرائیل، بامداد امروز ۱۵۰۰ تن از سربازان پاسداران صلح این سازمان، به همراه ۱۵۰۰ تن از نفرات ارتش لبنان، در جنوب لبنان مستقر شدند. در حال حاضر پس از یک ماه جنگ مردم لبنان و بویژه ساکنان نواحی جنوبی این کشور، شدیدا نیازمند کمک هستند. سازمان‌های امداد سوئدی که از آغاز جنگ در لبنان حضور داشته از بامداد امروز پس از اعلام خبر آتش‌بس دور تازه‌ی فعالیت خود را برای سازماندهی امر کمک‌رسانی آغاز کردند. یکی از افراد نیروی امداد سوئد در محل بامداد امروز در یک گفتگوی تلفنی با شبکه‌ی یک رادیو سوئد گفت که ما حتا برای کمک‌رسانی از نهادهای دیگری  و از آن میان سازمان ملل سفارش گرفته‌ایم و اکنون نیروهای خود را در بیروت داریم که قرار است با شروع آتش‌بس به سمت جنوب لبنان حرکت کنیم. علاوه بر رساندن کمک‌های غذایی، دارویی و آب قرار است به کارهایی چون مین‌یابی و سازماندهی کمک‌رسانی برای سازمان ملل نیز مشغول شویم. بنا بر گزارش‌های رسیده دولت سوئد که برای آغاز کار بازسازی لبنان پیشنهاد برگزاری یک کنفرانس بین‌المللی کرده، مشغول تدارک مقدمات این کنفرانس است و صیلب سرخ سوئد که در محل حضور ندارد برای بازسازی لبنان مشغول جمع‌آوری اعانه است. به گفته‌ی یکی از افراد سازمان امداد رسانی سوئد، صلیب سرخ برای این منظور ۶۰۰ میلیون کرون در نظر گرفته و ما هم در تلاشیم که ۳ میلیون کرون برای کمک‌رسانی جمع‌آوری کنیم.

* توانخواهان و بازار کار

محمد رشید، کوسوتباری که سال ۱۹۹۲ پس از فرار از جنگ به سوئد پناه آورد،  پس از ۷ سال سرگردانی در اردوگاه‌های پناهندگی در سال ۱۹۹۹ اجازه‌ی اقامت گرفت. وی در بازار کار جزء افراد توانخواه دسته‌بندی شد و به توصیه‌ی یک روانشناس به عنوان نظافت‌کار به استخدام سام‌هال در آمد. به گفته‌ی خود محمد رشید، بی‌خوابی‌هایش در دوره جنگ آلبانی و ناآشنایی‌اش به کامپیوتر عواملی بود که وی را در بازار کار در رده‌ی توانخواهان جای داد. محمد رشید ناتوانی‌ی خود را در کار با کامپیوتر می‌پذیرد اما معتقد است که ناتوانی دیگری ندارد. وضعیت محمد رشید همانی‌ست که میکائیل هلم‌کویست، یکی از کارشناسان بازار کار هفته‌ی گذشته با درج مقاله‌ای در روزنامه‌ی داگنز نوهتر، نسبت به دسته‌بندی غیراصولی افراد در شمار توانخواهان هشدار داده بود. در این مقاله عنوان شده که بیش از ۲۰ درصد از نیروی کار سوئد، یا بعبارتی یک میلیون و دویست هزار نفر در رده‌ی توانخواهان دسته‌بندی شده‌اند که گفته می‌شود تنها نیمی از آنان به طور واقعی در رده‌ی توانخواهان قرار دارند. بنا بر آمار اداره‌ی کل بازار کار در سال‌های ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۴ شمار توانخواهان در بازار کار سوئد ۳۵۰ درصد افزایش یافته که خارجی‌تباران در این افزایش آمار رقم چشمگیری را شامل می‌شوند. اما نیروهایی هستند که به منظور بازیابی اعتماد به نفس این افراد، تلاش می‌کنند که بلاته‌فورمدلینگن، یک اداره‌ی کاریابی خصوصی که برای جذب خارجی‌تباران به بازار کار می‌کوشند یکی از این نیروهاست. ایوان دازا مبتکر این اداره‌ی کاریابی از آمار کسانی که بطور غیرواقعی در شمار توانخواهان قرار گرفته‌اند متحیر است و می‌گوید رقم بالای ۵۶۰ هزار نفر در این شمار غیرقابل درک است. ایوان دازا معتقد است که نگرش بلاته‌فورمدلینگن، بنگاه خصوصی کاریابی برای مهاجرتباران، کاملا در تقابل با آماری است که میکائیل هلم‌کویست فاش ساخته، چه پایه‌ی نظری آنان بر این اصل استوار است که کارجویان باید با انرژی تمام و روحیه‌ی بالا بدنبال کار باشند، و این امر برای کسی که با کمبود اعتماد به نفس، خود را در شمار توانخواهان ثبت می‌کند غیرممکن است. محمد رشید شاید از شمار بسیارانی باشد که تنها به اعتماد به نفس نیاز دارد نه به دسته‌بندی شدن در میان توان‌خواهان چه خود او در گفتگویی با کندید محمد منکر هر گونه ناتوانی فیزیکی یا روحی است.

* ایمنی در ترافیک (پوپک عامری)

امنیت و ایمنی در ترافیک موضوع گزارش بعدی‌ست از پوپک عامری

* دانش‌جویان سوئدی و تحصیل در خارج از کشور(سارا شقایق)

به روایت آمار، بنیاد وام تحصیلی، CSN  در سال تحصیلی ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ بیش از ۲۶ هزار دانشجوی سوئدی در دانشگاه‌های خارج از کشور تحصیل می‌کرده‌اند.

* دریچه ای بر جهان فرهنگ(برنامه ای از طاهر جام‌برسنگ)

دریچه‌ی امروز را بر جهان کتاب می‌گشایم. کتاب‌های مصور بزرگسالان، تا به حال جز مواردی استثنا، جایگاهی والا در زندگی فرهنگی نیافته‌اند. سری کتاب‌های مرجان ساتراپی، نویسنده و تصویرگر کتاب ایرانی‌تبار که ساکن پاریس است، بدون تردید یکی از این استثتا‌هاست. مجموعه‌ی چهار جلدی پرسپولیس و کتاب کم حجم و پرمحتوای Broderier که خوش دارم این عنوان را به خاطر بار کنایی‌اش، پرده‌دوزی ترجمه‌ کنم، از شمار کارهای ساتراپی‌ست که توسط گابریلا تیلر به سوئدی ترجمه شده و نشر گالاکو، شاخه‌ای از انتشارات معتبر اورد فرونت، آن را منتشر کرده است. اصل این کتاب‌ها که به فرانسه شده‌اند، تا به حال به ۱۶ زبان منتشر شده‌اند. پرسپولیس از داستان زندگی مرجان ده ساله آغاز می‌شود که آغاز انقلاب اسلامی است که از پی خود حجاب اسلامی را می‌آورد و جنگ و شادی‌ستیزی و رونق‌یابی کار زندانها. مرجان کوچلو از طرفی در بازی‌های کودکانه‌اش در جلد چه‌گورا می‌رود و از طرفی شب‌ها بر زانوهای خدا می‌نشیند و عزم خود را جزم کرده تا پیامبر شود. با اعدام شدن عمویش در زندان‌های جمهوری اسلامی مرجان با خدا قهر می‌کند و او را از خود می‌راند.  جلد دوم کتاب ادامه‌ی جنگ است و فشار و ساتراپی در این بخش هم، چنان که در تمامی کتاب گاه با جملاتی کوتاه و ساده، و تصاویری ساده‌تر موفق می‌شود فاجعه‌ای را باز تاباند. جلد سوم پرسپولیس داستان غربت مرجان ۱۴ ساله است و دربدری‌هایش در اتریش که رنج تنهایی تا آستانه‌ی خودکشی می‌کشاندش که با بازگشت مرجان به خانه تمام می‌شود. در وطن باز همان فشارهای آشنا، انواع گشت‌ها و شحنه‌هایی که پاسداران اسلامند و انقلاب. و سرانجام کتاب فرار دوباره‌ی مرجان است از وطن. مرجانی که این بار پرتجربه‌تر است و هدفمندتر. ساتراپی در گفتگویی با Kristofer Lundström گرداننده‌ی برنامه‌ی فرهنگی تلویزیون سوئد، کبرا که از او می‌پرسد آیا پرسپولیس داستانی است از گذر زمان، ماجراهای خانوادگی یا داستانی سیاسی می‌گوید: «هیچکدام از این موضوع‌ها و همزمان همه‌ی آنها. من همیشه با یک اندیشه‌ی بسیار نادرست در مورد کشورم طرف بوده‌ام که ایران کشور پر نفت و ثروتمند پادشاهان بوده است با ملکه‌ای زیبا. سرزمین هزار و یکشب. و همین کشور بعد از سال ۱۹۷۹ این کشور هزار و یک شب در نظر آنها تبدیل به بدترین با مردمی دیوانه که به خون غربیان تشنه‌اند. ایران نه کشور افسانه‌ای هزار و یک شب است و نه سرزمین تروریست‌ها و در عین حال ترکیبی است از هر دوی آنها. من در وقت مناسبی در این کشور بوده‌ام که هم شاهد انقلاب بودم هم جنگ و به دلیل همین جنگ مجبور به ترک میهنم شدم، خلاصه که با در نظر گرفتن همه‌ی این‌ها کار من بازتاب چیزهایی‌ست که شاهدشان بوده‌ام.» فرانتس کافکا، می‌گوید کتاب‌ باید بر ما همان تاثیری داشته باشد که مثلا مرگ نزدیک‌ترین کسانمان، که چونان تبر بر یخ درنمانمان فرود آید. با این نقل به معنای سخن کافکا به دیدار مجموعه‌ی چهار جلدی پرسپولیس، کتاب‌های مصور، مرجان ساتراپی می‌رویم. اصولا کتاب‌های مصور بزرگسالان، تا به حال، جز چند مورد استثناء، جایگاهی بلند در زندگی فرهنگی پیدا نکرده‌اند. اما مجموعه‌ی چهار جلدی پرسپولیس مرجانه ساتراپی به همراه کتاب دیگرش، Broderier که خوش دارم این عنوان را به خاطر بار کنایی‌اش، پرده‌دوزی ترجمه‌ کنم، بی‌تردید، جزء این استثنا هستند. اصل این کتاب‌ها به فرانسه نوشته شده و تا به حال تقریبا به همه‌ی زبان‌های اروپایی برگردانده شده. ساتراپی که علاوه بر کتاب‌های نامبرده، دو کتاب دیگر نیز منتشر کرده تصویرگر حرفه‌ای کتاب است، و در حال حاضر در پاریس زندگی می‌کند و آفرینشگر یک ستون مصور فکاهی در مجله‌ی نیویورک تایمز. ناشر سوئدی آثار ساتراپی، انتشارات گالاگو، شاخه‌ای از انتشارات معتبر اورد فرونت است. پرنیلا سودربری، مسئول بازاریابی اورد فرونت با رضایت از استقبالی که از کتاب‌های ساتراپی شده در علت گزینش کارهای ساتراپی می‌گوید این کتاب‌ها در چارچوب برنامه‌ی نشر ما می‌گنجید و ادامه می‌دهد ساتراپی تصویرگر ماهری است که داستانی درخشان دارد با موضوعی جذاب.  ویژگی بارز کارهای ساتراپی، که اکثر منتقدان آثارش بر آن تاکید دارند، سادگی آنهاست، خطوط ساده در تصویر و جملات کوتاه و صریح در متن. همراه با چاشنی طنزی شیرین و گاه گزنده و تلخ. صحنه‌های داستان‌هایش در خاطر می‌مانند. شک ندارم که هر کس کارهای ساتراپی را خوانده باشد می‌تواند بی‌تمرکز کردن، صحنه‌های متعددی را از کتاب‌هایش را بیاد بیاورد. این را آزمایش کرده‌ام، برای نمونه از پرنیلا سودربری، مسئول بازاریابی انتشارات اوردفرونت می‌پرسم چه صحنه‌ای را از کتاب بخاطر می‌آورد. صحنه‌ی آشنایی بود و برای کسانی که با انواع گشت‌های بسیج و سپاه و نهی از منکر و امر به معروف و خواهران زینب و امثالهم روبرو شده‌اند شاید یادآور خاطرات تلخ باشد. اما ساتراپی به مدد طنزی ساده و دلنشین، گاه زهر خاطرات تلخ را می‌گیرد. آزمون ادعایم در مورد این که هر که ساتراپی را خوانده باشد بدون فکر زیادی به راحتی صحنه‌ای از داستان را بخاطر می‌آورد را ادامه می‌دهم. آذر محلوجیان، کتابدار و نویسنده‌ی ایرانی‌تبار. و صحنه‌ی آشنای مجموعه‌ی پرسپولیس ساتراپی برای ماریت تورن‌کویست، گرافیست و تصویرگر کتاب کودکان که در آمستردام سکونت دارد صحنه‌ی فرودگاه تهران است که این صحنه چهار بار در مجموعه تکرار می‌شود. ماریت تورنکویست علاوه بر  تصویرگری برخی از کتاب‌های افسانه‌پرداز افسانه‌ای سوئد، به خاطر طراح و سنوگرافی خانه‌ی فرهنگ و تفریحات آسترید لیندگرن، یونی بکن نیز هست. علیرضا افشاری مشاور ادبیات کودکان و نوجوانان در کتابخانه‌های استکهلم، صحنه‌ی دیگر را بخاطر می‌آورد.

پایه و اساس کار ما در رادیوی سویدن خبرنگاری معتبر و بی طرفانه است. رادیوی سویدن یک رسانه غیر وابسته از نظر سیاسی، مذهبی و اقتصادی است که درجهت منافع هیچ نهاد عامه ویا فرد مستقل فعالیت نمی‌کند.
Har du frågor eller förslag gällande våra webbtjänster?

Kontakta gärna Sveriges Radios supportforum där vi besvarar dina frågor vardagar kl. 9-17.

Du hittar dina sparade avsnitt i menyn under "Min lista".