سفر علمی یک گروه از دانشجویان سوئدی به ایران

در اواسط ماه آوریل امسال، اواخر فروردین،  یک گروه ۳۰ نفری از دانشجویان رشته ی توریسم در مدرسه ی عالی Södertörn  دراستکهلم به همراه یکی از استادان خود، باربرو آندرشون برای بازدیدی یک هفته ای به ایران سفرکردند. 
او درگفتگویی با پژواک به پرسش های ما درباره ی هدف از این سفر، آنچه دیده و شنیده اند و برداشتی که از ایرانی ها و ایران به دست آورده اند پاسخ داده است.
باربرو آندرشون می گوید که این سفر به ابتکار یکی از دانشجویان ایرانی او که اهل دزفول در جنوب ایران است ترتیب یافت. این گروه که دانشجویانی از کشورهای مختلف جهان را دربرمی گرفت علاوه بر دزفول از اصفهان، قم، تهران و همچنین مناطق کوهستانی و کویری دیدن کرد. هدف ازاین سفر به گفته ی او تمایل دانشجویان به انجام سفری علمی بود. باربرو آندرشون این سفر یک هفته ای را درحدی باورنکردنی جالب می داند و آن را درمقایسه با جریان عادی زندگی در سوئد همچون یک رؤیا توصیف می کند. او، ایران را کشوری بسیار زیبا می داند با مردمی خون گرم و مهمان نواز. درمورد مسئله ای چون روسری نیز آن را از مشکلات کوچک می داند که جنبه ی عملی دارد و به مراقبت مدام برای پنهان کردن موها نیازدارد. او اما این مشکل را به ویژه در شهر قم دوچندان توصیف می کند و می گوید که مجبور بوده اند علاوه بر روسری از چادر نیز که او آن را نوعی ملافه می نامد استفاده کنند که گرمای زیادی برایشان ایجادمی کرده.
باربرو آندرشون از وجود مراقبین زن و مرد در خیابان ها نیز می گوید که درصورت کناررفتن روسری و چادر به آنها تذکرمی داده اند. او دلیل سفر به قم را نیز تمایل خود به شناخت بیشتر اسلام عنوان می کند و ضمن جالب نامیدن این سفر، تاکیدمی کند که هرگز حاضر به سفر مجددی به قم نیست. این گروه موفق به دیدن شیراز و ازجمله تخت جمشید نشد، اما اصفهان را توانست بازدیدکند که به گفته ی باربرو آندرشون همچون شهر ونیز در ایتالیا می مانست بدون راه های آبی و کانال های آن. شهری به گفته ی او ویژه و بسیار زیبا که هرلحظه چیزی تازه برای دیدن داشت.
او درمورد شهر دزفول نیز که مورد بازدید گروه قرارگرفت به آثار باقی مانده از جنگ و بمباران ها اشاره می کند و شهر که هنوز بازسازی نشده و مردم به ساخت خانه های جدید با استفاده از مواد و مصالح خانه های بمباران شده پرداخته اند. باربرو آندرشون بدترین مورد دراین سفر را توالت های ایرانی می داند که مناسب برای جلب توریست نیست و آنها نمی توانند به راحتی از توالت های ایرانی استفاده کنند. مشکل دیگری که او به آن اشاره می کند، عدم امکان استفاده از کارت های اعتباری و بانکی، نبود مراکز یا جایگاه هایی برای خردکردن پول و اجبار به حمل کیسه ای پراز پول بود چون که هرگونه خریدی تنها بصورت نقدی انجام می شد. باربرو آندرشون غذاهای ایرانی را بسیار خوشمزه می داند و از آنها تعریف می کند. او اما امکانات جهان گردی ایران را ضعیف می داند. او می گوید که درجریان این سفر دریک سمینار جهانگردی نیز شرکت کرده و به توضیحات مسئولان سازمان جهانگردی درمورد برنامه های آنها برای توسعه ی جذابیت های توریستی ایران و افزایش شمار توریست ها از دومیلیون نفر فعلی به ۲۰ میلیون نفر درطول دو سال گوش دادند، اما به نظر او این افراد بیشتر سیاستمداربودند تا کارشناس امورجهانگردی و انجام چنین برنامه ای نیزممکن نیست. او وجود چنین تمایلی را می پذیرد و تاکیدمی کند که برای نمونه هتل های مناسبی وجوددارد و ازنظر غذایی نیز مشکلی نیست، اما ازسوی دیگر به گفته ی او بیشترمردم در فقر زندگی می کنند و به ویژه در روستاها امکانات توریستی وجود ندارد. او وضعیت امروز ایران را با جزیره ی کرتا در یونان در دهه ی ۶۰ میلادی و آغاز توریسم دراین کشورمقایسه می کند که با دشواری های زیادی برای توریست ها همراه بود.
باربرو آندرشون بزرگ ترین تفاوت میان سوئد و ایران را موقعیت زنان در سوئد و تفاوت میان مردان و زنان در ایران می داند. دراین مورد او به صحنه ای اشاره می کند که هنگام بازدید از یک موزه در تهران شاهدآن بوده است. دو دسته دانش آموز دختر و پسر به همراه آموزگارانشان برای بازدید آورده شده بودند. دختران دست دردست یکدیگر، ساکت و خاموش در صفی ایستاده بودند و با آن پوشش خاص به راهبه ها می ماندند، درحالی که پسران تی شرت و شلوارک به تن داشتند و بدون مزاحمت آموزگارانشان سروصدا و شلوغ  می کردند.

پایه و اساس کار ما در رادیوی سویدن خبرنگاری معتبر و بی طرفانه است. رادیوی سویدن یک رسانه غیر وابسته از نظر سیاسی، مذهبی و اقتصادی است که درجهت منافع هیچ نهاد عامه ویا فرد مستقل فعالیت نمی‌کند.
Du hittar dina sparade ljud i menyn under Min lista