قادر عبدالله

نگاهی به رمان «خانۀ مسجد» نوشتۀ قادر عبدالله

گزارش: طاهر جام برسنگ

هفتۀ گذشته نویسندۀ ایرانی-هلندی، حسین سجادی قائم­مقام فراهانی با نام قلمی «قاد عبدالله» به دعوت ناشر سوئدی خود انتشارات نورشتدت Norsteds میهمان شهر استکهلم بود.
قادر عبدالله در میان نسل ۵۰ ساله­ها نویسنده­ای ناشناس نیست. علاوه بر اولین کار چاپ شده­اش «کردها چه می­گویند» خود من در اوایل دهۀ ۱۹۹۰، زمانی که سردبیر جنگ ادبی آفتاب بودم یک داستان کوتاه چاپ نشده از او خوانده بودم که به تقریب این داستان آخرین کاری بود که به زبان فارسی نوشته است. خود او در گفتگوئی با پژواک می­گوید از همان اواخر دهۀ ۱۹۸۰ که در هلند پناهنده شد شروع به نوشتن به زبان هلندی کرد: رجوع کنید به فایل صوتی پیوست!

تا امروز که پس از انتشار ۱۴ کتاب به هلندی، دست کم تا به حال یکی از کارهایش معروفیت جهانی پیدا کرده است. رمان «خانۀ مسجد» را در سال ۲۰۰۵ به زبان هلندی انتشار داد. ترجمۀ سوئدی این رمان در سال ۲۰۰۸ منتشر شد و اکنون نایاب است. این رمان در سال ۲۰۰۹ در رادیو سوئد اجرا شد. به این ترتیب نویسندۀ ایرانی در بین خوانندگان سوئدی به شهرت رسید و به این اعتبار می­توان گفت قادر عبدالله در میان نویسندگان تبعیدی، مهاجر ایرانی پدیده­ای است یگانه. این رمان به نزدیک به ۳۰ زبان ترجمه شده است:
«خانۀ مسجد» رمانی است که بطور ساده تاریخ صد سالۀ اخیر ایران را بازگو می­کند. خانه در زنجان واقع است و زمان روایت داستان دهه­های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ است. در این خانه سه خانواده که فامیل هستند در طول یک قرن با هم زندگی کرده­اند. آقاجان که تاجر است و معتمد و امین مسجد، مؤذن مسجد و امام مسجد الصابری. الصابری در زمان وقوع داستان مرده و جای خود را به امام دیگری داده بنام خلخال. خلخال که با دختر الصابری ازدواج کرده باعث اغتشاش در مسجد و در شهر می­شود. او که یکی از عناصر قشرگرائی اسلامی رو به رشد است علیۀ فرهنگ رایج می­شورد و باعث می­شود حتی فرح دیبا هم از افتتاح سینمائی در شهر عقب­نشینی کند. خلخال پس از تعقیب ساواک از شهر متواری می­شود و مسجد صاحب یک متولی تازه می­شود. متولی دل به زینت خانم، بیوۀ الصابری می­دهد و در یکی از جلسات توضیح مسائل پس از جستجوی سورۀ انکحتو او را تصاحب می­کند:
این رمان را از زوایای گوناگون می­توان نگاه کرد. برای مثال فرم سادۀ داستان­گوئی و توسعۀ و پیشبرد نرم و بی دست­انداز آن. اپیزودهای خارق­العاده­ای که بسیار باورپذیر می­نماید. خضر پیغمبر در داستان ظهور می­کند و مادر بزرگ­ها را به آرزویشان که سفر حج است نائل می­کند. چنان ساده که به ذهن خواننده خطور نمی­کند که این داستان افسانه­ای تجربه نشده است:
باورپذیر بودن افسانه­های خارق­العاده در داستان را تنها می­توان به حساب توانائی قلم نویسنده نوشت.  پدیده­ای که مثلا در ادبیات داستانی آمریکای لاتین «رئالیسم جادوئی» نام گرفته است. این تنها نمونه­ای است از مثال­های فراوانی که دلالت بر قوت قلم نویسندۀ «خانۀ مسجد» دارد. رمانی که حاصل سال­ها فکر شه­بال، شخصیت جوان رمان است که پس از انقلاب اسلامی به هلند می­گریزد. این نکته را در پایان داستان متوجه می­شویم. در نامه­ای که شه­بال به عمو می­نویسد. عمو جان که در زندگی تجاری­اش بارها از خارج از کشور نامه دریافته تمبر پاکت نامه را به جا نمی­آورد. این نامه از آلمان پست نشده چرا تمبرهای آلمانی عموما پرترۀ یک موسیقدان یا دانشمند دارد. لاله­های رنگارنگ بر تمبر این یکی نامه است که نشان می­دهد نامه از هلند پست شده. قادر عبدالله داستان­های ایرانی را با عطر و بوی زبان آن می­خواهد برای میزبانان خود نقل کند یا میزبانان را به پشت پرده­های خانه­های شرق میهمان کند:
قادر عبدالله در رمان­ها و در صحبت­هایش پیرامون کارهای ادبی خود یک پیام مهم به نویسندگان مهاجر و تبعیدی دارد و آن نوشتن به زبان جامعۀ میزبان است:
 آخرین رمان چاپ شدۀ قادر عبدالله به زبان سوئدی، پیامبر نام دارد که نویسنده در آن زندگی پیامبر مسلمانان را بطور زمینی توصیف می­کند. پیش از این کتاب قادر عبدالله قرآن را به زبان هلندی ترجمه و نشر داده است.

taher.jambarsang@sr.se

پایه و اساس کار ما در رادیوی سویدن خبرنگاری معتبر و بی طرفانه است. رادیوی سویدن یک رسانه غیر وابسته از نظر سیاسی، مذهبی و اقتصادی است که درجهت منافع هیچ نهاد عامه ویا فرد مستقل فعالیت نمی‌کند.
Du hittar dina sparade avsnitt i menyn under "Min lista".