1 av 4
SRI
2 av 4
دو تن از قربانیان ایرانی بمباران شیمیائی توسط عراق
3 av 4
Agneta Ramberg
4 av 4
Agneta Ramberg

دلم می خواهد دوباره به ایران برگردم

هم زمان با سفر کارل بیلدت، وزیر امورخارجه ی  سوئد به ایران در حدود دو هفته پیش،  تعدادی از ژورنالیست های سرشناس سوئد نیز به ایران سفر کردند. سسیلیا اودِن، گزارشگر رادیوسوئد نیز به ایران سفر کردند. سسیلیا اودِن، گزارشگر رادیوسوئد در خاورمیانه و آگنتا رامبری از شبکه ی اول رادیوسوئد، دوتن ازاین ژورنالیست ها بودند.

درآخرین روزهای اقامت این دو ژورنالیست درایران موفق شدم که با اگنتا رامبری تماس بگیرم. به او گفتم  که علاقمندم هنگام بازگشتش به سوئد در اولین فرصت با او گفتگوئی داشته باشم. او هم موافقت کرد اما به دلیل سرما خوردگی شیدیدش این گفتگو به تاخیر افتاد تا امروز.  پیش از طرح پرسش هایم، مانند آغاز گفتگویم با کارل بیلدت، می گویم که به او حسودیم می شود که او توانسته به ایران برود اما من نمی توانم. او می گوید که ترا می فهمم که چرا به من حسودیت می شود. واقعا بودن در آن جا شگفت انگیز بود. از او در مورد برداشت کلی اش از ایران و مردم می پرسم. او می گوید که احساسی از راحتی و نوعی سبکی را در گفته های مردم از خلاص شدن از احمدی نژاد دیده است. بسیاری به او گفته اند که احمدی نژاد با حرف هائی که می زد باعث شرمساری آنها می شد. او تصویری از ایران در جهان ایجاد کرده بود که ایرانی ها نمی خواستند.  کسی به او گفته بود که حالا ایران یک رهبری هوشمندی دارد که باعث شده برای نمونه کارل بیلدت، وزرای خارجه کشورهای دیگر و نمایندگان پارلمانی کشورها به ایران بیایند و به دلیل این دولت بسیاری از کشورها مایل به آمدن به ایران هستند.
آگنتا رامبری و سیسیلیا اودن در سفربه ایران توانستند با برخی از افرادی که منتقد رژیم بودند و به این دلیل مدتی را نیز در زندان به سر برده بودند و همچنین هنرمندان مختلف گفتگو کنند. اگنتا رامبری  می گوید که با چندفیلمساز دیدارداشت و همه آنها مشتاق داشتن آزادی بودند، اما همچون دیگر روشنفکران، می گفتند که برای آنها دروحله ی اول اقتصاد و امنیت مهم است و پس از آن آزادی خواهدآمد که می دانند زمان زیادی نیز خواهدبرد.
آگنتا رامبری از نحوه ی برخورد مردم با خود به عنوان یک ژورنالیست سوئدی و یا با کارل بیلدت به عنوان وزیر امور خارجه ی سوئد اظهار خوشنودی می کند.  
او می گوید که هیچکس با شک و تردید با آنها برخورد نکرد و خیلی راحت با آنها حرف زدند.
او از نظر مردم درباره ی حسن روحانی، رئیس جمهور  نیز می گوید که تقریبا همه از فروشندگان در اصفهان که آنها همراه با کارل بیلدت و یا به تنهایی دیده بودند تا شهروندان تهرانی و ازجمله روشنفکران و دگراندیشان مستقل، امیدواربودند و می خواستند که اصلاحات صورت گیرد و آزادی توسعه پیداکند، اما همه براین باوربودند که این امر باید به کندی صورت گیرد. آنها کلید پیشرفت دراین زمینه را نیز به نتیجه رسیدن مذاکرات هسته ای با کشورهای پنج به اضافه یک و امضای یک قرارداد دائمی می دانستند.  
اگنتا رامبری سی سال پیش هم درزمان جنگ عراق با ایران و گرونگانگیری در سفارت آمریکا به ایران سفرکرده بود. او می گوید که خیلی از مسائل مانند گذشته است و تفاوتی پیدانکرده است. می پرسم مثلا چه و او می گوید بیش از همه جنگ قدرتی که وجودداشت، رقابت قدرت گرایان و نیز درگیری میان جناح های محافظه کار و اصلاح طلب که هنوز هم ادامه دارد.  او درپاسخ به پرسش من درمورد این که آیا محدودیتی برای برخی از دیدارهایشان برای نمونه با منتقدان رژیم داشتند، می گوید نه و به دیدارشان با نسرین ستوده،  حقوقدان و فعال حقوق بشر در خانه اش اشاره می کند که بدون مشکل صورت گرفت.به او می گویم که نسرین ستوده در گفته هایش محتاط بود. او می گوید که نسرین ستوده حق داشت که احتیاط کند. او به دیگرانی نیز که ملاقات کرده بود اشاره می کند مانند سعید لیلاز، اقتصاددان و  عیسی سحرخیز، ژورنالیست که بااحتیاط کمتری حرف می زند و زندانی هم شده بودند. او اما تاکیدمی کند که درحال حاضر به نظرمی رسد که از ژورنالیست ها استقبال می شود، اما دردسرهای اداری وجوددارد. برای سفر به تهران و یا به اصفهان باید مجوزهای جداگانه ای گرفت و فیلم برداری در خیابان ها با دشواری صورت می گیرد، اما نه برای ضبط رادیویی و البته در کارهای ما هم دخالتی نمی کردند. 
 از او در مورد  خوش بینی برخی از کشورهای غربی از ایجاد تغییرات توسط حسن روحانی می پرسم . پاسخ می دهد
روحانی می خواهد که از درگیری های مستقیم جلوگیری کند. اینجا و آنجا نشانه هایی از تغییر دیده می شود، اما نه در همه ی امور و زمان هم می برد اگر که اصلا تغییراتی روی دهد.او همچنین می گوید که پرسش این است که  روحانی تا چه اندازه می خواهد و می تواند تغغیرایجادکند و نیروهای مخالفش تاچه اندازه قدرت دارند. این  چیزی ست که ما نمی دانیم.  (رامبری به تفاوت حسن روحانی با محمدخاتمی هم اشاره می کند که روحانی برخلاف خاتمی، اصلاح طلب نیست، بلکه یک محافظه کار محلحت گراست. او می گوید بدون شک روحانی توانسته از ایران تصویر متفاوتی  به جهان در مقایسه با احمدی نژاد ارائه دهد)
او به تحریم ها هم اشاره می کند که با راکدشدن فعالیت های بانکی ازجمله  ورود دارو به کشور با دشواری زیادی روبرو شده است.  او دراین مورد به گزارشی که از قربانیان گاز شیمیائی در زمان جنگ با عراق تهیه کرده، اشاره می کند. رامبری با سه تن از این قربانیان گفتگو کرده است. او عکس هائی را هم که از آنها گرفته نشانم می دهد. عکس هائی که دیدنشان سال ها پس از پایان جنگ همچنان دردآور هستند. او می گوید تاثیر تحریم ها بیش از همه به این گونه افراد ضربه می زند. او بارها در گفتگویش از این افراد به عنوان قربانیان فراموش شده یاد می کند. از او می خواهم که در این باره برایم بیشتر شرح دهد. او می گوید که حدود صد هزارنفر در ایران قربانی مواد شیمیائی به کار برده شده علیه ایران توسط رژیم صدام شدند که به انواع داروها نیازدارند، اما تحریم ها مانع ورود این داروها شده است. او به وجود افرادی اشاره می کند که عوارض این مواد به تازگی درآنها نمایان شده و پیش بینی می شود که به تعداد این افراد اضافه هم بشود. او می گوید گاز خردل که درجنگ از آن استفاده شد به میزان  دو تا پنج در صد مرگ فوری ایجادمی کند ولی برای بقیه مرگ تدریجی را همراه با مشکلات چشمی و تنفسی به همراه دارد. او می گوید که در آن زمان، جهان ایران را باورنکرد و تنها ۱۵ سال پیش و هنگام ساقط کردن حکومت صدام حسین درعراق، جهان بمباران شیمیایی ایران را باور کرد و این باعث ایجاد بدبینی در ایرانی ها نسبت کشورهای دیگرشد.

درمورد روسری و این که آیا برایش مشکل بود می پرسم. او می گوید نه. در ابتدا فکرمی کرده که شاید بخصوص دراصفهان که شهر محافظه کارتری ست مشکلی ایجادشود، اما چنین نشد و برایش جالب بوده زمانی که دختران و زنانی را می دیده که روسری شان بسیار عقب بوده و نصف موهاشان از آن بیرون و یا شلوار بسیار تنگ جین و مانتوی کوتاه به تن داشته اند.
از او می پرسم که آیا دلش می خواهد باز هم برای ماموریت به ایران برود. او می گوید با کمال میل و تاکیدمی کند که بسیاربه ایران علاقمندشده است و از دیدنش خوشحال است و می گوید که قدم زدن در تهران برایش بسیار جالب بود.او به خصوص شیفته ی اصفهان شده، به نظرش اصفهان شهر بسیار زیبائیست. 
باوجودی که آدم حسودی نیستم ولی باز به او حسادتم شد که چرا من نمی توانم مانند او با خیال راحت به ایران بروم و در خیابان هایش قدم بزنم.

پایه و اساس کار ما در رادیوی سویدن خبرنگاری معتبر و بی طرفانه است. رادیوی سویدن یک رسانه غیر وابسته از نظر سیاسی، مذهبی و اقتصادی است که درجهت منافع هیچ نهاد عامه ویا فرد مستقل فعالیت نمی‌کند.
Du hittar dina sparade avsnitt i menyn under "Min lista".